ویراک
یادداشت‌ها

هوش مصنوعی و پارادوکس انسان؛ فشن در آستانه‌ی عصر هوش مصنوعی

به قلم شهرزاد عارفی، برند دایرکتور استودیو تورس
تحریریه راهبرد بازارساز
مهر ۲۰, ۱۴۰۵
زمان مطالعه: 5 دقیقه
هوش مصنوعی و پارادوکس انسان؛ فشن در آستانه‌ی عصر هوش مصنوعی

چرا ظهور هوش مصنوعی در فشن، برخلاف تصور رایج، می‌تواند نقش خلاقیت و نگاه انسانی را پررنگ‌تر کند؟

هر عصر تکنولوژی منحصربه‌فرد است؛ عصری که فقط ابزارهای ما را تغییر نمی‌دهد، بلکه به‌تدریج تعریف ما از کار، انتخاب، ارتباط و حتی انسان را نیز جابه‌جا می‌کند. برای صنعت فشن، ماشین دوخت چنین لحظه‌ای بود. عکاسی، چاپ، تلویزیون، اینترنت و سپس شبکه‌های اجتماعی نیز هر کدام در مقطعی، مرزهای پیشین این صنعت را جابه‌جا کردند.

اما هوش مصنوعی شاید از جنس دیگری باشد؛ چون این بار، تکنولوژی فقط در حال تغییر آنچه تولید می‌کنیم نیست، بلکه به قلمرو چگونه فکر کردن، چگونه انتخاب کردن و چگونه خواستن نیز نزدیک شده است. و شاید به همین دلیل است که صحبت از هوش مصنوعی در فشن را نمی‌توان صرفاً در چارچوب یک ابزار تازه برای طراحی یا تولید محتوا دید. ما با یک تغییر تکنولوژیک مواجه نیستیم؛ بلکه با تغییری در معماری صنعت مواجهیم.

ادپلی

از ابزار به زیرساخت

در ابتدا، هوش مصنوعی برای بسیاری از برندهای فشن بیشتر شبیه یک امکان جذاب بود؛ چیزی برای آزمایش کردن، ساختن تصویری متفاوت، تولید سریع‌تر محتوا یا امتحان کردن چند ایده‌ی تازه.

اما تکنولوژی زمانی از یک ترند عبور می‌کند که از حاشیه‌ی فرایندها به درون آن‌ها نفوذ کند.

AI اکنون آرام‌آرام در طراحی، تحلیل داده، پیش‌بینی تقاضا، مرچندایزینگ، تولید محتوا، خدمات مشتری، شخصی‌سازی و تجارت الکترونیک حضور پیدا کرده است.

McKinsey در تحلیل‌های اخیر خود از حرکت صنعت فشن از مرحله‌ی آزمایش AI به سوی استفاده‌ی ساختاری‌تر از آن صحبت می‌کند؛ تغییری که در آن هوش مصنوعی دیگر صرفاً یک مزیت رقابتی نیست، بلکه می‌تواند به بخشی از زیرساخت کسب‌وکار تبدیل شود.

اما شاید عمیق‌ترین تغییر هنوز در جای دیگری اتفاق می‌افتد: در خود تجربه‌ی خرید.

هرچه تولید آسان‌تر شود، انتخاب دشوارتر می‌شود

شاید یکی از پارادوکس‌های بزرگ عصر AI همین باشد:

هرچه تولید بیشتر و آسان‌تر شود، انتخاب ارزشمندتر می‌شود

در جهانی که تولید یک تصویر، یک متن، یک ایده‌ی طراحی یا یک سناریوی کمپین می‌تواند در چند ثانیه اتفاق بیفتد، مسئله‌ی اصلی دیگر توانایی تولید نیست.

مسئله، توانایی تشخیص است.

وقتی همه می‌توانند چیزی خلق کنند، پرسش مهم‌تر این خواهد بود:

چه چیزی ارزش خلق شدن دارد؟

و اینجاست که نقش Creative Director، Designer، Brand Strategist یا Fashion Editor لزوماً از بین نمی‌رود؛ بلکه می‌تواند عمیق‌تر شود.

شاید بخشی از آینده‌ی حرفه‌ای این افراد، کمتر تولید کردن و بیشتر انتخاب کردن، جهت دادن و معنا بخشیدن باشد.

AI می‌تواند دامنه‌ی امکان را گسترده کند؛ اما گسترده شدن امکان، بدون وجود یک دیدگاه، الزاماً به خلاقیت منجر نمی‌شود.

و شاید «Human Touch» معنای تازه‌ای پیدا کند

در سال‌هایی که پیش رو داریم، ممکن است چیزی که امروز بدیهی به نظر می‌رسد، تبدیل به یک مزیت شود:

چیزی که واقعاً توسط انسان ساخته شده است.

در دنیایی که تصویرها می‌توانند بی‌نهایت تولید شوند، یک تصویر واقعی اهمیت دیگری پیدا می‌کند.

در جهانی که متن‌ها می‌توانند در چند ثانیه نوشته شوند، یک روایت شخصی و زیسته می‌تواند ارزشمندتر شود.

و در زمانی که محصول می‌تواند از ابتدا تا انتها با داده و الگوریتم بهینه شود، رد دست انسان، مهارت، نقص و زمان صرف‌شده برای ساختن یک شیء می‌تواند دوباره معنایی تازه پیدا کند.

شاید به همین دلیل است که در آینده، مفهوم craftsmanship و human touch نه‌تنها از بین نرود، بلکه به بخشی از تعریف جدید ارزش تبدیل شود.

هرچه تولید ماشینی‌تر شود، منشأ انسانی یک اثر می‌تواند معنادارتر شود.

تغییر قرار نیست یک‌باره اتفاق بیفتد

یکی از اشتباهات رایج در مواجهه با AI این است که آینده را به شکل یک گسست ناگهانی تصور کنیم؛ گویی یک روز از خواب بیدار می‌شویم و همه‌چیز تغییر کرده است.

واقعیت احتمالاً بسیار تدریجی‌تر و در عین حال عمیق‌تر خواهد بود.

امروز AI یک ابزار است.

فردا همکار است.

پس از آن، بخشی از فرایند تصمیم‌گیری خواهد شد.

و شاید در مرحله‌ای، بخشی از تعامل با مشتری را نیز بر عهده بگیرد.

این تغییر ممکن است آن‌قدر تدریجی اتفاق بیفتد که بسیاری از سازمان‌ها متوجه لحظه‌ی دقیق عبور از یک مرحله به مرحله‌ی بعد نشوند.

اما نتیجه، در نهایت، می‌تواند بسیار متفاوت باشد.

به همین دلیل، لازم نیست یک برند امروز تمام ساختار خود را با AI بازطراحی کند.

اما لازم است از امروز یادگیری را آغاز کند.

یادگیری اینکه کدام بخش از فرایند را می‌توان به ماشین سپرد.

کدام بخش نیازمند همکاری انسان و ماشین است.

و کدام بخش، دقیقاً به این دلیل که انسانی است، نباید واگذار شود.

آینده متعلق به هوش مصنوعی نیست؛ بلکه متعلق به رابطه‌ی انسان و AI است

شاید بحث درباره‌ی آینده‌ی فشن نباید میان دوگانه‌ی انسان یا ماشین گرفتار شود.

آینده احتمالاً پیچیده‌تر از این دوگانه خواهد بود.

ماشین می‌تواند سرعت، مقیاس، پردازش داده و تشخیص الگو را به ارمغان بیاورد.

انسان می‌تواند معنا، قضاوت، تجربه، فرهنگ و دیدگاه را به آن اضافه کند.

این دو الزاماً رقیب یکدیگر نیستند. مسئله، طراحی رابطه‌ی میان آن‌هاست و شاید همین رابطه باشد که در نهایت، شکل جدیدی از کار در فشن را تعریف کند.

فشن همیشه درباره‌ی تغییر بوده است؛ لباس‌ها، سیلوئت‌ها، رسانه‌ها و رفتار مصرف‌کننده تغییر کرده‌اند.

اما آنچه امروز در حال تغییر است، فقط ابزار نیست؛ بلکه معماری تصمیم‌گیری است.

و به همین دلیل، هوش مصنوعی را نمی‌توان صرفاً یک موج دیگر دانست که صنعت فشن می‌تواند منتظر بماند تا از آن عبور کند.

این تغییر احتمالاً نه یک انتخاب، بلکه بخشی از مسیر پیش‌روی صنعت خواهد بود.

پرسش اصلی دیگر این نیست که:

آیا فشن تغییر خواهد کرد؟

بلکه این است:

وقتی تغییر اجتناب‌ناپذیر است، ما تا چه اندازه آگاهانه خود را برای آن آماده می‌کنیم؟

شاید بهترین زمان برای پاسخ دادن به این سؤال، زمانی نباشد که AI به بخشی جدایی‌ناپذیر از صنعت تبدیل شده است.

شاید زمانش همین حالا باشد.

چون تغییر، زمانی خطرناک‌تر می‌شود که دیگر انتخاب ما نباشد.

به اشتراک بگذارید:
تحریریه راهبرد بازارساز
نظرات

در حال بارگیری کپچا...

ادپلی